متهم گریخت و خانه به دوش

سلام امیلی در نیومون.....
سریال متهم گریخت چند روزیه که تازه شروع شده..... از معدود سریالهای محبوب و دیدنی تلویزیون. بازیهای خیره کننده سیروس گرجستانی و مریم امیرجلالی و علی صادقی و از همه دیدنی تر درخشش سیده شهربانو موسوی در نقش بی بی و مرحوم محمود بهرامی در نقش شازده و احمد پورمخبر در نقش مش قربون که ماندگار شدند.


 
تا قبل از اینکه رضا عطاران سریال ناگوار بزنگاه را بسازه.سریال خانه به دوش و متهم گریخت از محبوبترین های تلویزیون حداقل برای من بودند.
 
سریال خانه به دوش که عالی بود با بازی های زیبا و درخشان حمید لولایی و مریم امیر جلالی و علی صادقی و بازی تماشایی غلامحسین لطفی. تنها کسی که مناسب خانه به دوش نبود
آناهیتا همتی بود. که با هیکل گنده!!!!! و صورت چاق و درشتی!!!!!که داشت اصلا و ابدا نمی خورد که دختر مریم امیر جلالی باشه! بعد که بلوتوث آناهیتا همتی پخش شد حتی معروف تر از سریال خانه به دوش هم شد!!!!!!!!!! که بلوتوث آناهیتا همتی جعلی شناخته شد. این بلوتوث هم شده بلای جان بازیگران از خود متشکر.


امیلی جان.....بهرحال دیدن دوباره متهم گریخت در اینروزهای ملال انگیز پاییزی .....خالی از لطف نیست.


 

عروس آتش

سنگ شدم

 گریه نمی کنم نه اینکه سنگم. گریه غرورم را بهم میزنه.....مرگ برای هضم دلتنگیهاش گریه نمی کنه قدم می زنه..  یه ماجرای تلخ ناگزیرم یه کهکشونم ولی بی ستاره  یه قهوه که هر چه شکر بریزی بازم همون تلخی ناگواره ..اگه یکی باشه منو بفهمه ..براش غرورمو بهم میریزم.....گریه که سهله زیر چتر شونه اش تا اخر دنیا قدم می زنم.....-احسان خواجه امیری آلبوم فصل تازه-

سلام امیلی در نیومون


فیلم عروس آتش را کاشکی که دیده باشی..... فیلم عروس آتش را دوست دارم. مخصوصا زندگی خاله  -با بازی خیره کننده  سلیمه رنگزن که زندگی غم انگیزی داشت. اما بازی درخشان حمید فرخ نژاد و غزل صارمی فراموش نشدنی است. با اون تکیه کلام فرحان.. که احلام دهنتو گل -با کسره-میگیرم.


و قتی احلام می خواست خاله را به یاد گذشته زندگی خود بیندازد و خاله با لهجه زیبای جنوبی داشت از ازدواج اجباری و طلاق از پسر عموی بدبختش حرف می زد و اینکه پسرعمویش  همیشه مواظب بود که خاله ازدواج نکند.. تا هیچکس متوجه علت طلاق از پسر عمو نشود..... اینکه در حسرت یک بچه سوخت و زندگیش خاکستر شد.... فقط می گفت سنگ شدم خاله ... سنگ شدم.

بعضی وقتها بیاد این حرف خاله می افتم سنگ شدم.... او هم مثل من یک بازیچه بود.

یاد بود شهریار گرامی باد

  یادبود شهریار شاعر عشق

استاد شهريار ضمن اينكه شخص بسيار مهرباني بود و قلب رئوفي داشت مردي متدين و از مسلمانان متعهد و پاي بند به اصول دين وانجام فرايض ديني نيز بود و اين خصوصيات در اشعاري كه سروده كاملاً هويدا ست ودر عين حال ارادت خاصي به حضرت اميرالمؤمنان علي ابن ابيطالب (ع) امام اول شيعيان و خليفه چهارم اهل سنت داشت ودر نعت  چندين شعر زيبا سروده كه با توجه به طولاني بودن هر كدام و زياد بودن تعداد آنها از ذكرآنها خودداري مي شود ؛ علاقه مندان مي توانند آنها را درديوان استاد بيابند مهم‌ترین اثر شهریار منظومه حیدربابایه سلام (سلام به حیدربابا) است که از شاهکارهای ادبیات ترکی آذربایجانی به‌شمار می‌رود و شاعر در آن از اصالت و زیبایی‌های روستا یاد کرده‌است..

 يكي از زيباترين اشعار در وصف حضرت علي (ع) شعر «علي اي هماي رحمت » است كه ماجراي سرودن اين شعر خواندني است و گوئي پيام يا الهامي است كه به شهريار رسيده و تحت آن پيام ، شهريار اين شعر را سروده است كه درروزنامه اطلاعات آورده شده .

پس از در گذشت شاعر نام آور ايران مرحوم سيد محمد حسين شهريار ، رسانه اي گروهي دوباره اين شاعر آذربايجاني مطالب بسياري نوشتند ، اما آنچه كه اينك به لطف خداوند براين قلم جاري ميشود تاكنون كسي آن را ننوشته و شايد بيش از چند نفر از چگونگي آن گاه نباشند . چند روز قبل آقاي حاج رضا حداد عادل از قول حجت الاسلام آقاي شجاعي واعظ معروف كه از معبرين خواب بنام مي باشند ، داستاني نقل كردند كه براي اطلاع از جزئيات آن ، شخصاً با آقاي شجاعي تماس گرفتم ؛ آقاي شجاعي اظهار داشتند دو يا سه روز قبل از درگذشت آيت اله نجفي مرعشي باتفاق چند نفر ديگر در خدمتشان بوديم . مرحوم آيت اله فرمودند شبي توسلي پيدا كردم تا يكي از اولياء خدارا در خواب ببينم .آن شب در عالم خواب ديدم درزاويه مسجد كوفه نشسته ام و اميرمؤمنان حضرت علي عليه السلام با جمعي حضور دارند .

حضرت فرمودند: شعراي اهل بيت ما را بياوريد . ديدم چند نفر از شعراي عرب را آورده اند .

حضرت فرمودند: شعراي فارسي زبان را بياوريد آنگاه محتشم و چند تن از شعراي فارسي آمدند .

حضرت فرمودند : شهريار را بياوريد . شهريار آمد . حضرت خطاب به شهريار فرمودند شعرت را بخوان : شهريار اين شعر را خواند :

علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را

                                      كه به ما سوا فكندي همه سايه هما را

دل اگر خدا شناسي همه در رخ علي بين

                                      به علي شناختم من به خدا قسم خدا را

به خدا كه در دو عالم اثر از فنانماند

                                     چو علي گرفته باشد سرچشمه بقا را

مگر اي سحاب رحمت تو بباري ار نه دوزخ

                                     به شرارقهر سوزد همه جان ما سوارا

برو اي گداي مسكين در خانه علي زن

                                    كه نگين پادشاهي دهد از كرم گدا را

به جزاز علي كه گويد به پسر كه قاتل من

                                     چو اسير توست اكنون به اسير كن مدارا

به جز از علي كه آرد پسري ابوالعجائب

                                     كه علم كند بعالم شهداي كربلا را

چو به دوست عهد بندد زميان پاكبازان

                                    چو علي كه مي تواند كه به سر برد وفا را

نه خدا نوانمش خواند نه بشر توانمش گفت

                                     متحيرم چه نامم شه ملك لافتي را

بدو چشم خونفشانم هله اي نسيم رحمت

                                    كه زكوي او غباري به من آر، توتيارا

به اميد آنكه شايد برسد به خاك پايت

                                    چه پيامهاسپردم هه سوز دل صبا را

چو توئي قضاي گردون ، بدعاي مستمندان

                                     كه زجان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چو ناي هر دم زنواي شرق او دم

                                    كه لسان غيب خوشتر بنوازد اين نوارا

«همه شب در اين اميدم كه نسيم  صبح گاهي

                                    به پيام آشنائي بنوازد آشنا را »

زنواي مرغ يا حق بشنو كه دردل شب

                                   غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا

حضرت آيت اله مرعشي فرمودند وقتي شعر شهريار تمام شد ، از خواب بيدار چون من شهرياررا نديده بودم . فرداي آن روز از اطرافيان پرسيدم كه شهريار شاعر كيست گفتند شاعري است كه در تبريز زندگي مي كند حضرت آيت اله فرمودند از جانب من او را دعوت كنيد به قم نزد من بيايند . چند روز بعد شهريار آمد. ديدم همان كسي است كه من اورا در خواب در حضور حضرت امير عليه السلام ديده ام ؛ از او پرسيدم اين شعر علي اي هماي رحمت را كي ساخته اي ، شهريار با حالت تعجب از من سئوا ل كرد كه شما از كجا خبر داريد كه من اين شعر را ساخته ام . چون من اين شعر را نه به كسي داده ام ، نه در مورد آن با كسي صحبت كرده ام و از متن آن هيچ كس اطلاعي ندارد .....

مرحوم آيت اله مرعشي به شهريار مي گويند چند شب قبل من خواب ديدم كه در مسجد كوفه هستم و حضرت علي عليه السلام تشريف دارند . حضرت فرمودند شعراي فارسي زبان را بگوئيد بيايند . آنها نيز آمدند بعد فرمودند شهريار را بياورند و شما هم آمديد آنگاه حضرت علي عليه اسلام فرمودند شهريار شعرت را بخوان و شما شعري را كه مطلع شعر چنين بود :«علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را» شهريار فوق العاده منقلب مي شود و مي گويد من فلان شب اين شعر را ساخته ام و همانطور كه قبلاً عرض كردم تا كنون كسي را درجريان سرودن اين شعر قرار نداده ام .

آقاي شجاعي اظهار داشت مرحوم آيت اله مرعشي فرمودند وقتي شهريار تاريخ و ساعت سرودن شعر را گفت ، معلوم شد مقارن ساعتي كه شهريار آخرين مصرع شعر خود را تمام كرده ، من آن خواب را ديده ام .آقاي شجاعي اضافه كردند:

حضرت آيت اله مرعشي موضوع خواب را مذكور را علاوه بر من با آقاي رحماني واعظ هم درميان گذاشته بودند و مي توانيد با ايشان هم تماس بگيريد ، با آقاي رحماني تماس گرفته شد ، ايشان هم همين را تأييد كردند . اين ماجرا خواب حضرت آيت اله نجفي مرعشي رحمت الله عليه بود . بنابراين معلوم مي شود بعد از ين ملاقات بوده كه شهريار اين شعر معروف را منتشركرده است . آنهائيكه تا سال 57 به نجف اشرف مشرف شده اند ، اين شعر را كه با خط خوش درداخل قابي بالاي ضريح مطهر حضرت علي عليه السلام قرارداشته مشاهده كرده اند . و من خود آنراديده ام ولي نميدانم كه به وسيله چه كسي اين شعر به آنجا برده شده وچه كسي آنرا بالاي ضريح گذاشته است .

بقیه مطلب و عکسهای جذاب  از وسایل شخصی شهریار غزل در

ادامه مطلب


شعر تاثیر گذار مهدی اخوان ثالث م. امید درباره شهریار که در زمان بستری شدن شهریار در بیمارستان برای استاد سرود.


ادامه نوشته

یادبود خواهر ناکامم مرحومه مهندس سهیلا و تمام خواهران داغدار

 

کنکور کارشناسی ارشد 89 , کارشناسی ارشد 89 دولتی یا ازاد؟؟؟؟؟

قبولی کارشناسی ارشد تنها راه نجاتم بود.....ولی صد افسوس


هر که منظور خود از غیر خدا می طلبد ، او گدایی است که حاجت ز گدا می طلبد

خدايا من اگر بد کنم تورا بنده ديگر بسيار است تو اگر با من مدارا

نکني مرا خدايي ديگر کجاست؟؟؟؟

 

تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید. پرتوهای

خورشید تا متمرکزنشوند نمی سوزانند

سلامی چو بوی خوش آشنایی....