یادبود خواهر ناکامم مرحومه مهندس سهیلا و تمام خواهران داغدار
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۸۹ ساعت 8:34 PM توسط Emily امیلی
|
به نام خدای بخشنده مهربان قایقی خواهم ساخت، خواهم انداخت به آب. دور خواهم شد از این خاک غریب پشت دریاها شهری است که در آن پنجرهها رو به تجلی باز است. پشت دریاها شهری است که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است. شاعران وارث آب و خرد و روشنیاند. پشت دریاها شهری است! قایقی باید ساخت.
خدا خیلی بخشنده است
خدا خیلی سخاوتمنده فقط کافیه ازش بخوای ღღღღ من قادرم هر آن چيزي که در اين جهان بيکران است به دست بياورم.من مي خواهم عالی باشم پس عالی ترین ها از آن من است
ღღღღღ
آن شب قدری که گويند اهل خلوت امشب است یا رب این تاثیر کوکب بر کدامین کوکب است ღღ تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد هر دلی از حلقه ای در ذکر یا رب یا رب است ღღ در خرابات مغان نور خدا می بینم این عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم ღღ جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو خانه می بینی و من خانه خدا می بینم ღღ رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند چنین نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند ღღ شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد بنده طلعت آن باش که آنی دارد. ღღ ما بدین جا نه پی حشمت و جاه آمده ایم از بد ِ حادثه اینجا به پناه آمده ایم